جوانی چه راحت از دست می رود
به کوچه ای وارد میشدم که پیرمردی ازآن خارج میشد.
پیرمرد گفت:نرو بن بست است. گوش نکردم و رفتم.
بن بست بود برگشتم،به سر کوچه که رسیدم پیر شده بودم!
برگرفته شده از وبلاگ http://majhin-farhangh.blogfa.com/
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 12:18 توسط علی
|